نقش موثر تحریم های سیاسی اقتصادی جهانی در لغو قوانین آپارتاید حکومت آفریقای جنوبی
Jul 12th, 2009زهره شیشه
دسمون توتو اسقف صاحب نفوذ آفریقای جنوبی وبرنده جایزه صلح نوبل سال 1984 کشورهای غربی را فراخواند تا از طریق اعمال تحریم های اقتصادی دولت نژادپرست آفریقای جنوبی را تحریم کنند. دولت پرزیدنت رونالد ریگان ابتدا با تحریم رسمی مخالفت کرده و اعمال فشارهای آرام در جهت تحقق اصلاحاتی دررفع قوانین نژادپرستی را ترجیح داد. ولی از آنجاییکه اعمال فشار بصورت نرم صورت پذیر نبود عاقبت کنگره امریکا به سال ۱۹۸۶ موفق گردید تا وتو پرزیدنت ریگان را رد و جلوی واردات ازآفریقای جنوبی را بگیرد و همچنین کلیه سرمایه گذاری های شرکت های امریکایی در آن کشور را ممنوع اعلام کند. متن تحریم دولت ایالات متحده امریکا (1) چنین آغاز میگردد:
” تحریم علیه آفریقای جنوبی (حکومت آپارتاید)
عنوان ۱ - سیاست ایالات متحده امریکا جهت خاتمه یافتن نژادپرستی
سیاست در قبال دولت آفریقای جنوبی
بخش ۱۰۱. الف) سیاست ایالات متحده در قبال حکومت آفریقای جنوبی باید در جهت اصلاح سیستم حکومتی تنظیم گردد تا به استقراریک دمکراسی غیر نژادی بیانجامد.
(ب) ایالات متحده درراستای رسیدن به این هدف تلاش خواهد کرد دولت آفریقای جنوبی را تشویق کند تا - -
(۱) “وضعیت اضطرای” حاضر را لغو کرده و به اصل عدالت مساوی قانونی شهروندان با هر نژادی احترام بگذارد.
(۲) نلسون ماندلا، گوان مبکی، والتر سیسولو رهبران سیاه پوست اتحادیه تجارت، و تمام زندانیان سیاسی را آزاد کند؛
(۳) آزادی بیان برای همه ساکنان آفریقای جنوبی ازهر نژادی برای احقاق حقوق خود جهت تشکیل احزاب سیاسی، آزادی بیان سیاسی، و همچنین شرکت در پروسه سیاسی را مجاز دارد؛
(۴) زمانی را جهت لغو قوانین آپارتاید تعیین نماید؛
(۵) با تمامی نمایندگان گروه های آفریقای جنوبی ازهرنژادی درباره سیستم سیاسی آینده آفریقای جنوبی مذاکره کند.
(۶) به فعالیت های نظامی و پارلمانی که کشورهای همسایه را هدف قرار میدهند پایان دهد.”
علاوه بر موارد بالا، ایالات متحده امریکا تاکید دارد که ادامه هر نوع مذاکره ای با حکومت آپارتاید مشروط به تلاش این دولت جهت الغای قوانین آپارتاید، آزدی زندانیان سیاسی و دیگر درخواست های نامبرده خواهد بود.
بر این اساس ایالات متحده تا نائل آمدن به خواسته های نامبرده ازاعطا هرگونه وام به دولت آپارتاید وصدورتکنولوژی کامپیوتری به نهاد های پلیس- ارتش وسیستم زندان وسازمان امنیتی آن خودداری بعمل آورده واز ورود کلیه محصولات آفریقای جنوبی ممانعت نمود.
فریبکاری های دولت آفریقای جنوبی درجهت اجرای اصلاحات تدریجی در قوانین آپارتاید که همواره با تشدید سرکوب اهالی رنگین پوست وغیراروپائی در داخل و خارج کشورهمراه بود سرانجام بسیاری از سیاست مداران و متفکران جهان را متقاعد کرد که اصلاح درقوانین آپارتاید ناممکن است. ازجمله میتوان ازاولاف پالمه نخست وزیر فقید سوئد یاد کرد که درسخنرانی معروف خود براصلاح ناپذیری قوانین آپارتاید پای فشرد واز جامعه جهانی خواست تا هرچه شدیدتررژیم نژادپرست آفریقای جنوبی را تحریم کند.
درنشست سال 1985 رهبران اروپائی نتوانستند به توافقی در مورد اعمال تحریم های بین المللی علیه آفریقای جنوبی دست یابند. دلیل اصلی آن هم مخالفت مارگارت تاچرنخست وزیربریتانیا بود.
دراوایل سال 1986 هیئتی هفت نفره به رهبری ژنرال اوبسانجورهبر نظامی سابق نیجریه و فراسرنخست وزیر سابق استرالیا وارد افریقای جنوبی می شوند تا در این دیدار دریابند که آیا تحریم می تواند وسیله مناسبی برای پایان بخشیدن به حکومت آپارتاید باشد یا نه. نلسون ماندلا در کتاب خاطرات خود (2) نقل میکند که سالهای طولانی تلاش داشته است تا بتواند با یکی از مسئولان زندان ملاقات کند تا شاید بتواند آنها را متقاعد کند تا راه حلی برای پایان دادن به دهه ها خشونت و سرکوب شهروندان غیر اروپائی بیابند ولی تمام نامه هائی را که برای آنان می فرستد بی جواب میمانند. تا آنکه در اوایل سال 1986 روزی به دستوررئیس زندان خیاطی به سلول او میاورند که برایش کت و شلوار مناسبی بدوزد تا با هیئتی از خبرنگاران و سیاستمداران بین المللی که قرار است به دیدار او آیند ملاقات نماید. در آنجا مسائلی از قبیل خشونت و تحریم های بین المللی مورد بحث قرارمیگیرند.
سرانجام اعمال تحریم های جهانی به همراه مقاومت بی وقفه مردم موثرواقع میگردند و دولت آپارتاید را ناچار می سازد تا کلیه زندانیان سیاسی و ازجمله نلسون ماندلا را آزاد کند. با آزادی فعالین سیاسی و رفع ممنوعیت ازآزادی اجتماعات و ایجاد فضای باز سیاسی جنبش مردمی اوج میگیرد.
در فوریه 1990 پس ازرهائی از بند، ماندلا تور شش هفته ای خود به اروپا و امریکای شمالی را آغاز میکند تا بتواند هرچه بیشتر توجه جامعه جهانی را به مبارزات مردم آفریقای جنوبی در جهت کسب پیروزی نهائی جلب کند.
ماندلا در خاطراتش مینویسد: “پیش از رفتن رئیس جمهور دی کلرک مایل بود تا در مورد تحریم با او بطورخصوصی ملاقات کنم. بر اساس تغییراتی که تا آن زمان رخ داده بود او ازمن خواست که سرو صدای تحریم های بین المللی را خاموش کنم. هر چند که ما به هرآنچه آقای دی کلرک انجام داده بود آگاهی داشتیم ولی در نظرما تحریم ها در بهترین مرحله ای قرار گرفته بودند که همچنان او را وادار سازند تا تغییرات بیشتری انجام دهد. من میدانستم که دولت های اروپایی و ایالات متحده خیال دارند که تحریم ها را بر اساس رفرم هائی که مستر دی کلرک انجام داده معلق نمایند. از اینروبه اوتوضیح دادم که ما نمی توانیم از حامیانمان بخواهیم که پیش ازآن که او تمامی قوانین آپارتاید را لغو کرده و دولت انتقالی را تشکیل دهد تحریم ها را بردارند. هر چند که از پاسخ من ناراحت شد ولی برایش خارج از انتظار نبود.”( همانجا ص 507)
در ماه ژوئیه همان سال نلسون ماندلا درایالات متحده با پرزیدنت بوش ملاقات کرده و درسخنرانی خود در کنگره امریکا از تمامی حمایت های ضد نژاد پرستانه آنها علیه آفریقای جنوبی سپاسگزاری می نماید. ماندلا بار دیگر براهمیت و تاثیر تحریم های امریکا اشاره میکند: ” من در پایان درباره تحریم سخنرانی محکمی ایراد کردم زیرا که می دانستم که دولت بوش احساس می کند که وقت آن رسیده تا اعمال تحریم ها را سست کند. از اینرو من از کنگره خواستم که اینکاررا نکنند.” (همانجا ص 508)
توضیحات ماندلا به روشنی اهمیت فشارتحریم ها ی بین المللی بر دولت آپارتاید را نشان می دهد و به درستی می توان دریافت که چگونه توانسته است به عنوان ابزارموثری برای به پیروزی رسیدن مبارزات مردم رنگین پوست آفریقای جنوبی عمل کند. موفقیت تحریم های سیاسی و اقتصادی امریکا در سال 1981 علیه حکومت نظامی لهستان نیز مدیون تاکید آنها برآزادی زندانیان سیاسی وازجمله آزادی رهبران جنبش همبستگی کارگران مانند مانند لخ والسا و آزادی احزاب بوده است.
با مقایسه این دو تحریم موفقیت آمیز با اشکال ناموفق وویرانگرتحریم های دیگرمانند تحریم اقتصادی غیرهدفمند علیه دولت عراق که لطمات غیر قابل جبرانی به توده های رنج دیده عراق وارد آورد و در ضمن هدف انسانی مشخصی را نیزدنبال نمی کرد میتوان چنین نتیجه گرفت که بکارگیری تحریم های سیاسی واقتصادی که توقف نقض حقوق بشررا به عنوان هدف اصلی خود نشانه میروند قطعا به موفقیت چشمگیری خواهند رسید. تجربه مبارزات مدنی به دوراز خشونت در دهه های اخیرحاکی ازآن است که اجرای صحیح و هدفمند تحریم های بین المللی همواره می تواند سلاح برنده ای باشد تا دولت های سرکوب گررا واداربه عقب نشینی نماید.
تاکنون در مقابله با سیاست های تروریستی و مداخله جویانه حکومت جمهوری اسلامی در کشور های دیگروپافشاری بر دستیابی به سلاح اتمی تحریم های اقتصادی اندک از جانب سازمان ملل وایالات متحده امریکا و حتی از طرف برخی از کشور های اروپائی، وضع وتا حدودی به اجرا درآمده است. این تحریمها تاکنون ناکافی و با توجه به عدم هماهنگی های لازم توسط وضع کنندگان آمریکایی و اروپایی علیرغم ایجاد فشارهایی به رژیم، نتوانسته تاثیرات مطلوب و موثر و سریع را بوجود آورد. یکی از دلایل مانور و فرار رژیم در مقابل این تحریم های نیم بند، گنجانده نشدن موارد نقض حقوق بشردرخواستهای تحریم کنندگان بوده است. اگر اکثریت قاطع مردم و فعالان جامعه مدنی در ایران مصرانه از اراده تحریم توسط دول غربی حمایت بعمل آورند، دست لابی های رژیم در پارلمانهای کشورهای وضع کننده تحریم ها بسته خواهد شد و به این ترتیب فشارها و تحریم های سیاسی و اقتصادی می تواند مانند نمونه های آفریقای جنوبی و دیگر نمونه های موفق، به ثمر برسد. مسلما باید ازهرمیزان تحریم و فشار به جمهوری اسلامی تحت هر عنوان استقبال کرد و خواهان افزایش آنها شد اما باید توجه داشت که فقدان اصلی ترین خواست مردم ایران در شروط تحریم ها یعنی توقف نقض حقوق بشر، اراده لازم برای اجرای این فشارها را کم رنگ خواهد کرد و این ضعفی است که تنها عمراین حکومت را بیشتر می کند.
اکنون زمان آن فرا رسیده که ایرانیان درداخل و خارج کشورسازمان ملل ، دولت های اروپائی و قانون گزاران ایالات متحده امریکا را فراخوانند تا شرط آزادی کلیه زندانیان سیاسی، تضمین آزادی اجتماعات وتشکیل احزاب و لغو کلیه قوانین تبعیض آمیر علیه زنان، کودکان، مذاهب و دیگراندیشان را که ازابتدائی ترین حقوق بشری است را به شروط اصلی متن تحریم های موجود اضافه نمایند. وهمچنین ادامه مذاکره با رژیم اسلامی را منوط به اجرای این اصول نمایند.
مسلما اجرای این درخواست انسانی برای دولت امریکا که پیش از این تمامی موارد نامبرده را دست کم درمتن تحریم علیه حکومت اپارتاید درافریقای جنوبی و همچنین علیه دولت نظامی لهستان گنجانده و به نتایج بسیار ارزشمند آنان واقف است امرشناخته شده و درنتیجه کاملا عملی است.
1. http://usinfo.org/docs/democracy/56.htm
2. Long Walk to Freedom, Nelson Mandela